صفحه 1
Arasto
تصویر

چهار راه کار برای کسب اعتماد کارمندان

پروژه ارسطو، پروژه تحقیقاتی جدید گوگل است . از بین تیم هایی که در محل کار تشکیل می شوند تعداد بسیاری موفق عمل می کنند و تعدادی نیز به سختی راه خود را ادامه می دهند. گوگل این مطالعه را برای درک تفاوت های موجود بین این تیم ها انجام داد.

امی ادموندسون، استاد دانشگاه هاروارد، امنیت روانی را در مطالعه ای که در سال ۱۹۹۹ انجام داد به این شکل توصیف کرده است: “روحیه تیمی که مشخصه آن اعتماد و احترام متقابل بین افراد است که باعث می شود آنها بتوانند به راحتی در حضور سایر افراد تیم خودشان باشند.”

ادامه مطلب ←

marketing2
تصویر

بازاریابی به چه معناست؟

بازاریابی به چه معناست؟
بازاریابی به معنی کار با بازارهاست، برای فراهم ساختـــن مبادلات با هدف تامین خواسته ها و نیازهای انسان. بازاریابی فرایندی است که طی آن افراد و گروهها، با تولید و مبادله کالا و فایده با دیگران، خواسته ها و نیازهای خود را تامین می کنند. اصولاً وظیفه بازاریابی شناسایی نیازها و خواسته ها، تعیین بازارهای هدف برای خدمت به آنها، طراحی کالاها و خدمات و برنامه زمان بندی شده برای ارائه خدمت به این بازارها و بالاخره فراخوانی کلیه افراد درون سازمان به اینکه به مشتریان فکر و به آنان خدمت کنند.
بسیاری از مردم،  به اشتباه بازاریابی را به معنای فروش و تبلیغات در نظر می گیرند. فروش فقط جزء کوچکی از مجموعه عظیم بازاریــــابی است. فروش یکی از چندین وظیفه های بازاریابی و نه حتی مهمترین آنها، به شمار می رود.

بنابراین، هرچند فروش بخشی از بازاریابی و مدیریت بازار است اما بازاریابی مفهومی بس گسترده دارد. به تعبیر پیتردراکر هدف بازاریابی گسترش فروش است. مفاهیم فروش و بازاریابی غالباً با یکدیگر اشتباه می شــــوند. مفهوم فروش از داخل به بیرون می نگرد. این مفهوم از کارخانه شروع می کند، به محصولات و کالاهای موجود شرکت توجه دارد و به دنبال کسب فروش سودآور است که تبلیغات قابل ملاحظه ای را می طلبد. برعکس، مفهوم بازاریابی دارای نگاهی از بیرون به درون است. این مفهوم با یک بازار کاملاً تعریف شده آغاز می شود، روی نیازهای مشتریان تاکید دارد و با تـــــــامین رضایت مشتریان سود می آفریند. فعالیت بــازاریابی پیشتر از آنکه سازمان فرآورده ای تـــولید کرده باشد، آغاز می شود. فروش پس از تــولید و عرضه فرآورده ها پابه میدان می گذارد. بنابراین، تصور عمومی از مدیریت بازاریابی که آن را تلاش برای یافتن مشتریان کافی برای محصولات فعلی شرکت می بیند، نگاه بسیار محدود به موضوع است. بازاریابی واقعی هنر دستیابی به روشهای زیرکانه برای فروش محصولات شرکت نیست.
بازاریابی واقعی، آگاهی نسبت به آن چیزی است که باید تولید شود و نه فروش آن چیزی که تولید شده است.

15minutes
تصویر

قانون ۱۵ دقیقه ای

ساموئل اسمایلز ، مولف کتاب اخلاق و اعتماد به نفس، بر این اعتقادست که تکرار کارهای کوچک نه تنها شخصیت انسان را میسازد بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می کند.

۱-اگر روزی ۱۵ دقیقه را صرف خودسازی کنید در پایان یک سال، تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.

۲-اگر روزی ۱۵ دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید، ظرف چند سال موفقیت نصیبتان خواهد شد.

۳-اگر روزی ۱۵دقیقه را به فراگیری زبان اختصاص دهید از هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.

۴-اگر روزی ۱۵دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.g

۵-اگر روزی ۱۵ دقیقه مطالعه و سلول های خاکستری خویش را درگیر کنید؛ به پیشرفت های عظیم یادگیری دست خواهید یافت.

زیبایی روش یا قانون ۱۵ دقیقه در این است که آنقدر کوتاهست که هیچ وقت به بهانه ی این که وقت ندارید آن را به تاخیر نمی اندازید.

busy_to_improve2
تصویر

ایجاد یک ساختار سیستمی، مهمترین وظیفه یک مدیر

مهمترین وظیفه یک مدیر در سازمان، ایجاد یک ساختار سیستمی در مجموعه خودش می باشد. اگر  سیستم کاری داشته باشیم:

۱-کارهای تکراری و اتلاف وقت نخواهیم داشت

۲-کارهای بی ارزش و با ارزش شناسایی میشوند

۳- وابستگی زیاد به افراد خاص از بین میرود

۴-دستور العمل همه کارها و ترتیب انجامشون برای همه روشن میشود

۵-سمت های سازمانی و تعریف های شغلی برای افراد معلوم میشود

۶-ستاره ها از کارمندهای معمولی جدا میشوند

۷-ارزیابی های سازمانی راحتر و دقیقتر میشود

۸-زمان بندی ها و سنجش های کاری امکان پذیر میشود

۹-مدیریت کردن راحت تر میشود

۱۰-بهبود فراینده ها و تعیین استراتژی ها عملی تر میشود

anjidani_kaizen
تصویر

کایزن و اصول بیست گانه مدیریت

کایزن ( KAI + ZEN = KAIZEN )ترکیبی دو کلمه ای از یک مفهوم ژاپنی است که تعریف آن تغییر به سمت بهتر شدن یا بهبود مستمر و تدریجی است. در واقع کایزن بر این فلسفه استوار است که برای ایجاد بهبود در سازمان ها لازم نیست به دنبال تغییرات انفجاری یا ناگهانی باشیم ، بلکه هر نوع بهبود یا اصلاح به شرط آنکه پیوسته و مداوم باشد، ارتقای بهره وری را در سازمان ها به ارمغان خواهد آورد؛ بهبود مستمر و تدریجی با بهره گیری از مشارکت کارکنان .

در نگاه کایزنی برای تحقق بهبود تدریجی و مستمر در سازمان ها باید سه اقدام اساسی زیر صورت بگیرد :

۱- کلیه فعالیت هایی که هزینه زا هستند ولی ارزشی تولید نمی کنند (Muda ) باید حذف شوند .
۲- فعالیت هایی که به شکلی در جای دیگری به صورت موازی انجام می شوند ( Muri ) با یکدیگر تلفیق شوند.
۳- آن دسته از فعالیت هایی که برای تکمیل و بهبود سطح کیفی خدمات لازمند (Mura ) به فعالیت های سازمان افزوده شوند.
این حرکت یا نهضت MU3 اساس اقدامات کارگاه آموزشی گمبا کایزن ( کایزن عملی ) را تشکیل می دهد.

مراحل اجرای کایزن عملی
۱- ناحیه نمونه را انتخاب کنید .
۲- گروه بهبود ( تیم کایزن ) را ایجاد و سازمان دهی کنید .
۳- داده های آماری مورد نیاز را در ناحیه نمونه با کمک اعضای گروه گرد آوری کنید .
۴- اعضای شرکت کننده را در کارگاه آموزشی با مفاهیم و ابزارهای بهبود آشنا کنید .
۵- نظام آراستگی ( ۵s ) را آغاز کنید .
۶- مودا ( اتلاف ) ها را شناسایی و فهرستی از آنها تهیه کنید .
۷- تحلیل علل رویداد اتلاف را در ناحیه نمونه انجام دهید و راه حلهایی را با استفاده از کار گروهی بیابید.
۸- راه حل هایی را که عملی ترند انتخاب کنید .
۹- هر نوع تغییر فیزیکی در آرایش ناحیه نمونه را بدون فوت وقت انجام دهید .
۱۰- بهبود انجام گرفته را به صورت استاندارد درآورید .
۱۱- موفقیت حاصله را به اطلاع سایر همکارانتان برسانید .
۱۲- نتایج به دست آمده را ارزیابی کنید تا در مراحل بعدی مورد استفاده قرار گیرند .
۱۳- به سراغ مشکل بعدی بروید .

اصول بیست گانه مدیریت در کایزن
۱- نگویید چرا این کار انجام نمی شود. فکر کنید چگونه می توانید آن را انجام دهید.
۲- در مورد مشکل به وجود آمده نگرانی به خود راه ندهید. همین الان برای رفع آن اقدام نمایید.
۳- از وضعیت موجود راضی نباشید. باور داشته باشید که همیشه راه بهتری هم وجود دارد.
۴- اگر مرتکب اشتباه شدید ، بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآیید.
۵- برای تحقق هدف به دنبال کمال مطلوب نگردید. اگر۶۰%از تحقق هدف اطمینان دارید دست بکار شوید.
۶- برای پی بردن به ریشه مشکلات ۵ بار بپرسید چرا؟
۷- گمبا محل واقعی رویداد خطاست . سعی نکنید از دفتر کار خود مشکلات محیط را حل کنید.
۸- همیشه برای حل مشکل از داده و اطلاعات کمی و به روز استفاده کنید.
۹- برای حل مشکل بلافاصله به دنبال هزینه کردن نباشید. بلکه از خرد خود استفاده کنید. اگر عقلتان به جایی نمی رسد، آن را در همکارانتان بجویید و از خرد جمعی استفاده کنید.
۱۰- هیچ وقت جزئیات و نکات ریز مسئله را فراموش نکنید. ریشه بسیاری از مشکلات در نکات ریز است.
۱۱- حمایت مدیریت ارشد منحصر به قول و کلام نیست. مدیریت باید حضور ملموس داشته باشد.
۱۲- برای حل مسائل هر جا که امکان آن وجود دارد از واگذاری اختیار به زیردستان ابا نکنید.
۱۳- هیچ وقت به دنبال مقصر نگردید. هیچ گاه عجولانه قضاوت نکنید.
۱۴- مدیریت دیداری و انتقال اطلاعات بهترین ابزار برای حل مسئله به صورت گروهی است.
۱۵- ارتباط یک طرفه دستوری از بالا به پایین مشکلات سازمان را پیچیده تر میکند. مدیریت ارشد باید با لایه های پایین تر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشد.
۱۶- انسانها توانایی های فراوانی دارند. از الگوهای چند مهارتی و غنی سازی شغلی برای شکوفا شدن آنها استفاده کنید.
۱۷- تنها فعالیت هایی را انجام دهید که برای سازمان شما ارزش افزوده ایجاد می کنند.
۱۸- فراموش نکنید که ۵s ، پایه و بنیان ایجاد محصولی با کیفیت است.
۱۹- بر اساس الگوهای کار گروهی ، مسائل محیط کارتان را حل کنید.
۲۰- حذف مودا ( اتلاف) فرآیندی پایان ناپذیر است. هیچ وقت از این کار خسته نشوید.

mind1
تصویر

بر جنبه ها و امور مثبت تمرکز کنید

ما از طریق تمرین و تکرار به حواسمان آموزش داده ایم که فقط زمانی که دیگران کار اشتباهی انجام می دهند اخطار کند. چشمان ما فقط به دنبــــال رفتارهای منفی است. ما فکر می کنیم که موارد اشتباه و منفی شایسته توجه بیشتری هستند. مدیران بیشتر اوقات به دنبال این هستند که مچ افراد را به هنگام انجام کارهای غلط بگیرند. تاکید آنها در پیدا کردن استثنائات، انحراف از راههای انجام درست کارها و اصلاح آنهاست. درحالی که زمانی که شما بر جنبه ها و امور مثبت تمرکز می کنید عادت به انجــــــام صحیح کارها را توسعه می دهید. اغلب اوقات، تشخیص و تصدیق کار یک نفر، خود در حکم تشویق و جایزه دادن به اوست.

indain_ceo
تصویر

هندی ها بر کرسی بزرگترین شرکت ها و صنایع جهان

مدیران کمپانی ها مایکروسافت، گوگل، نوکیا، سافت بانک، سن دیسک، گلوبال فاندریز و ادوبی سیستمز ، یک وجه اشتراک دارند؛ ساتیا نادلا، ساندر پیچای، راجیف سوری، سانجی مهروتا و شانتانو ناراین، همه این افراد زادگاهشان، کشور هند است.

یک تحقیق بر اساس ویژگی های فرهنگی از سوی دانشگاه نیوهمپشایر، مدیران آمریکایی را با مدیرانی که از کشور هند آمده اند مقایسه کرده است. بر اساس همین تحقیقات، مشخص گشته که به دلیل ویژگی های رهبری که در مدیران هندی وجود دارد، تعداد بیشتری از آنها توانسته اند راه خود را به بالاترین مقام ها باز کنند

در تحقیق یاد شده آمده که مدیران هندی آینده نگر تر هستند و ترکیب جالبی از فروتنی و حرفه ای گری را می توان در شخصیت کلی آنها یافت. این مدیران، به نتایجی خیره کننده دست یافته و موفق گشته اند تا سازمان هایی بسیار عالی بسازند، بدون اینکه هیاهوی زیادی نیز به پا کنند.

Emam_Reza
استاندارد

ده پند از امام مهربانی ها

  1. در خوشحال کردن مردم بسیار بکوشید تا در قیامت خدا خوشحال تان کند.
  2. تا می توانید سکوت اختیار کنید که سکوت موجب محبت می شود و راهنمای هر خیری است.
  3. در خواندن سوره حمد استمرار بورزید که جمیع خیر و حکمت در امور دنیا و آخرت در آن گرد آمده است.
  4. به روزی اندک خدا راضی باشید تا خدا نیز از عمل کم شما راضی باشد.
  5. در برقرار کردن صله رحم ثابت قدم باشید که بهترین نوع آن خودداری از آزار خویشاوندان است.
  6. به کسی که از خدا نمی ترسد امید نداشته باشید که نه تعهد دارد، نه نجابت و نه کرم.
  7. بسیار احسان کنید که خداوند در قیامت یک نصفه خرما را مانند کوه احد بزرگ می کند.
  8. حق الناس را رعایت کنید که دوستی محمد و آل محمد بدون آن پذیرفته نیست.
  9. از بخششی که زیانش برای تو بیش از سودی است که به دیگران می رسد، حذر کن.
  10. بسیار مراقب کردار خود باشید تا مورد تهمت و اتهام قرار نگیرید، که در آن صورت حق ملامت ندارید.
all01
استاندارد

اکثرهم !

به ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﮏ ﮐﻦ.

ﺍﻏﻠﺐ ﻣﺮﺩﻡ اهل مطالعه و تحقیق نیستند، ﻓﻘﻂ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺍﺯ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺘﺮﺱ !

ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﻤﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ عوام ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ.

pen_2
استاندارد

چند کلمه ، چند جمله

درایت، مدیریت بحران: فراموش نکنید بزرگترین آتش‌سوزی جهان را در ابتدا می‌توان با یک فنجان آب خاموش کرد

مشارکت: توان یک زنجیر به اندازه ضعیف‌ترین حلقه آن است.

گذشت: مداد هر رئیس باید پاک‌کن داشته باشد.

تلاش در رفع موانع: به خاطر داشته باشید کشتی‌ها در لنگرگاه‌ها امنیت بیشتری دارند اما هیچ‌گاه برای چنین هدفی ساخته نشده‌اند.

ذهن باز: ذهن انسان مانند چتر نجات است که تنها زمانی کار می‌کند که باز باشد.

خوب شنیدن: با دو گوش و یک زبان که داریم، باید دو برابر آنچه که می‌گوییم، بشنویم.

Mi1
تصویر

یک ضرب المثل، یک فرهنگ

بخاطر میخی نعلی افتاد

بخاطر نعلی ، اسبی افتاد

بخاطر اسبی ، سواری افتاد

بخاطر سواری ، جنگی شکست خورد

بخاطر شکستی ، مملکتی نابود شد

و همه اینها بخاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود.

یادمان باشد هر کار ما، حتی کوچک، تاثیری بزرگ دارد.

anjidani
استاندارد

قد و قواره خودمان را دقیق بشناسیم

یکی از آسیب های مهم در حوزه مدیریت، عدم شناخت کافی از خودتان، تیم تان و حد نهایی توانمندی هایتان  می باشد. بارها با دوستانی مواجه شدم ام که کمتر از توان واقعی شان متوقف شده اند و یا خیلی بیشتر از توان و قد و قواره شان پروژه ای را قبول کرده و در نتیجه شکست خورده اند.
شناخت دقیق قد و قواره شرکت تان به شما جنبه های رقابت پذیری تان را بهتر نشان می دهد. دقت کنید که کوچک بودن به معنی سود کمتر نیست ! به معنی عدم کسب موفقیت های بزرگ نیست و بالعکس بزرگ بودن نیز نشان از موفقیت و یا نشان از کسب سود بالا نیست.
یک مورچه می توان کاری بکند که یک خرگوش نمی تواند و یک خرگوش کار می تواند انجام دهد که یک شیر نمی تواند !
اما شیر کارهایی می تواند انجام دهد که هیچکدام از آنها نمی توانند !
حالا اگر مورچه سعی کند، کارهای شیر را انجام دهد و خودش را در مسیر رقابت در آن حوزه قرار دهد، مطمئنا شکست می خورد
اگر شیر نیز توانمندیهای خودش را نادیده بگیرد و به حوزه کارها و توانمندیهای خرگوش وارد شود، شکست خورده است.
پس اول قد و قواره خودتان را دقیق بشناسید و سپس بررسی کنید این شرایط به شما چه وجه برتری هایی می دهد و بر اساس این برتری های سعی  کنید یک کسب و کار جدید ایجاد نمایید و یا کسب و کار کنونی خود را گسترش دهید.
فقط یک مورچه می تواند از شکاف ریز در دل یک معدن طلا وارد آن شود و هر روز مقداری طلا برای خود برداشت نماید ! فقط یک مورچه !

ادامه مطلب ←

opponent
استاندارد

شناخت دقیق رقیب !

وقتی روبرتو گویزوتا (Roberto Goizueta) در دهه ۱۹۸۰ مدیرعامل کوکاکولا شد، با رقابت شدید پپسی مواجه شدکه باعث کاهش رشد سهم کوکا شده بود. مدیرانش بر رقابت با پپسی متمرکز شده بودند و قصد داشتند در هر دوره زمانی برنامه رقابتی، سهم بازار کوکا را ۰/۱ درصد افزایش دهند.
روبرتو تصمیم گرفت رقابت علیه پپسی را متوقف کند و به جای آن علیه شرایط افزایش ۰/۱ درصد رشد رقابت کند.
او از مدیرانش پرسید: «میانگین مایعاتی که هر آمریکایی در روز می نوشد چقدر است؟» جواب ۱۴ اونس بود.
«سهم کوکا از این مقدار چقدر است؟» دو انس.
روبرتو گفت: «کوکا به سهم بیشتری از این بازار نیاز دارد.»
رقیب، پپسی نبود بلکه آب، چای، قهوه، شیر و آبمیوه ها بودند که ۱۲ اونس باقیمانده را تشکیل می دادند.
روبرتو گفت: «مردم هر وقت احساس کردند که دوست دارند چیزی بنوشند باید به کوکا دسترسی داشته باشند.»
برای اجرای این استراتژی، شرکت کوکاکولا در گوشه و کنار هر خیابان دستگاه های فروش کوکا قرار داد. با این کار، کوکا به سهم قابل ملاحظه ای از بازار دست یافت و پپسی هرگز به چنین سهمی دست نیافته است.
وقتی رقابت علیه رقیب را متوقف کنیم و به جای آن رقابت علیه شرایط را آغاز کنیم، می توانیم خیلی بهتر عمل کنیم.
Happy_Kid
استاندارد

فرزند همسایه

پرسیدم: بهترین راه تربیت فرزند چیست؟
گفت: فرزند خود را مثل فرزند همسایه بزرگ کن.
گفتم: چگونه؟
گفت:
– وقتی فرزند همسایه در خانه تو میهمان است به او احترام میگذاری.
– حالش را میپرسی.
– وقتی از مدرسه برگشت ابتدا سراغ کیف و نمرات او نمیروی.
– در رابطه با نوع غذا نظرش را میپرسی.
– درباره زمان خوابیدن با او مشورت میکنی.
– نظر او را خیلی از مواقع جویا میشوی.
– نزد او با همسرت دعوا نمیکنی.
بدان که فرزند تو و فرزند همسایه هر دو در خانه تو میهمان هستند، یکی چند روز و آن دیگری چند سال، فقط کافی است بدانی احترام، احترام می آفریند نه احساس مالکیت.
استاندارد

چند تا جمله جالب در مورد تجارت و سرمایه

درآمد:
هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.
خرج:
اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید.
پس‌انداز:
آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید.
ریسک:
هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید.
سرمایه‌گذاری:
همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید.
انتظارات:
صداقت هدیه بسیار ارزشمندی است، آن را از انسانهای کم ارزش انتظار نداشته باشید.
استاندارد

به راستی چرا اینگونه ایم؟

فرودگاهها، بوسه های بیشتری از سالن های عروسی به خود دیده اند !
و دیوار بیمارستانها بیشتر از عبادتگاه ها دعا شنیده اند !
به راستی چرا اینگونه ایم؟ ! همه چیز را موکول میکنیم به زمانی که در حال از دست رفتن است !
حسین پناهی
استاندارد

دوازده پیام مدیریتی از مولی متقیان حضرت علی (ع)

۱- به جای ازدیاد کارها به تداوم صحیح آنها بیندیشید. (حکمت ۲۷۰)‌
۲- برای رسیدن به هدف ها و مقام های بلند، همّت بلند داشته باشید. «خطبه ۲۱۱»
۳- از تجارب و اندرزها پند بگیرید و از آنها بهره برداری کنید تا دچار نقص نشوید. «نامه ۳۱، خطبه ۱۷۵»
۴- از شدت سختی نهراسید، زیرا هراس، شکننده تر از خود کار است و به گشایش امور امیدوار باشید. «حکمت ۱۶۶ و ۲۴۶»
۵- اگر به انجام مسئولیتی گردن نهادید، به آن وفا کنید. «حکمت۳۲۷»
۶- هیچ وقت کارهای اهم را فدای امور مهم نکنید. «حکمت ۲۷۱»
۷- پیش از پذیرش هر کاری، به دانش آن مجهز شوید. «حکمت ۴۳۹»
۸- خویشتن را اصلاح کنید تا خداوند کارهای شما را اصلاح کند. «نهج البلاغه»
۹- پست ها، امانت و وسیله خدمتگذاری اند، نه منبع بهره برداری. «خطبه ۱۳۱»
۱۰- پست ها میزان آزمایش شمایند، بکوشید تا سربلند بیرون آیید. «خطبه ۳۳»
۱۱- مشورت پذیر باشید، اگر مشورت نکنید، تباه می شوید. «نامه ۶۹»
۱۲- با زیردستان خود مانند پدری مهربان رفتار کنید. «نامه ۵۲»
استاندارد

آیا کیفیت به معنی Bug نداشتن است !

در نگاه اول محصول با کیفیت به معنی محصول بدون Bug شناخته می شود. اما آیا در صنعت نرم افزار محصول بدون باگ وجود دارد ؟
در نگاه کمی واقعگرایانه خواهیم دید که باگ بخشی از وجود یک محصول است و تا حدی اجتناب ناپذیر می باشد. چون هر برنامه را انسانی جایز الخطا نوشته است و توسط انسانی جایز الخطا تست شده و توسط انسانی جایز الخطا پکیج و منتشر شده است.
 عجب جمله خفنی شد ها !! 🙂
پس در صورتیکه قبول کنیم باگ بخشی طبیعی از یک نرم افزار است،  یک محصول نرم افزاری با کیفیت را به شکل زیر می توان تعریف کرد:
۱- باگ ها از نوع “مختل کننده کار و فرآیند اصلی” نباشند. یعنی در مسیر تولید و تست در شرکت تولیدکننده، تست های در حد منطقی انجام شده باشد که روند اصلی فعالیت سیستم صحیح باشد و کار مشتری به خاطر وجود باگ، متوقف نشود.
۲- باگ ها حتما Handle شده باشند و کاربر به جای مواجه شدن با یکسری پیام انگلیسی، اعداد و کدهای عجیب و غریب، یک پیام دوستانه مثلا با این مضمون که ” متاسفانه انجام فرآیند با مشکلی همراه شده است ” دریافت نماید. این مسئله از نظر روحی بر کاربر تاثیر بسیار متفاوتی خواهد داشت.
۳- باگ ها حتما لاگ شوند و امکان ارسال این لاگ ها جهت trace شرایط و رفع آنها وجود داشته باشد. مشتری به درستی نمی تواند شرایط بروز باگ را برای توسعه دهنده ها توضیح دهد. در ضمن در بسیاری از زمان ها کلاً مشتری متوجه باگ نمی شود. پس باید خود سیستم وقتی با باگ و یا کرش مواجه می شود، آنرا لاگ نمایند و لاگ را برای توسعه دهنده ها ارسال نماید تا بتوانند بر اساس آن لاگ ها شرایط ایجاد باگ را برای خود شبیه سازی نمایند.
خوب امروز خیلی سرم شلوغه و موضوع این حشره ها را در فرصتی دیگر به شرط بقا خدمت شما بیشتر توضیح می دم. فقط به عنوان “ته دیگ” مطلب، شما را به تأمل در تصویر زیر به عنوان یک راه کار بسیار خوب در جهت پیشگیری از Bug دعوت می کنم.