باران سیل آسا

دیگه این بارون کلافه کرده منو، انگار زیر یک دوش پر فشار واستاده ای. با وجود اینکه از هتل چتر گرفته بودیم، اما بعد از چند دقیقه همه لباس هامون خیس آب شده بود.

چنان بارون به زمین می خورد که به اطراف می پاشید و چتر کاربرد اش را از دست داده بود.

من قبلا در مورد بارون های استوایی شنیده بودم، اما شنیدن کی بود مانند دیدن البته بهتر بگید شنیدن کی بود مانند خیس شدن !!!

اینجا بارون می تونه همه چیز را متوقف کنه، ما مجبور بودیم در بارون به سمت نمایشگاه بریم، اما سوال اصلی اینجا بود که کو تاکسی ؟

اصلا توی شهر هیچ بنی بشری دیده نمی شد و واقعا شهر خلوت بود.

روز دوم بود، خواب مونده بودیم و مجبور شدیم صبحانه نخوره هتل را به مقصد نمایشگاه ترک کنیم. توی فکر تاکسی گرفتن بودیم که یک ماشین آمده و برگه ای دست اش بود که اسم ما روش نوشته بود.

آره مستر آکرو ( اسم راننده ماشین) از طرف آژانسی که ما بلیط خریده بودیم، آمده بود و می خواست ما را به یک گردش دور شهر ببره

اما در این بارون . . . و با وقت کم ما . . .

قرار شد با آکرو بریم به سمت نمایشگاه و در بین راه نیز از پارک ارکید دیدن کنیم. آخه من شدیدا از گل و گیاه خوشم می یاد و نمی شد دو تا بلیط رایگان را رد کرد.

در پارک ارکید بیش از ۱۴ هزار گونه گیاهی واقعا معرکه وجود داره که ما طی یک بازدید بسیار هول هولکی و سریع از قدرت خالق بی همتا، کلی لذت بردیم. بازدید از ارکید زیر بارش باران سیل آسای بارات هم برای خودش کار منحصر به فردی بود که باید در گینس ثبت بشه.

انشاالله در پست های آینده، چند تا عکس براتون خواهم گذاشت.

این حکایت همچنان ادامه دارد . . .

پاسخ دهید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.