بهانه ای برای گناه کردن

داشتم دنبال بهانه ای برای گناه کردن می گشتم ! چی تعجب کردی ! تعجب نداره، بزار مسئله را روشن تر بگم .

قدیما تو کتابامون یک درسی داشتیم که مسیر درست شدن وآماده شدن نان را از گندم در مزرعه، آرد و . . . توضیح می داد، به ما می گفت که خیلی ها برای آماده شدن این نان زحمت کشیده اند، پس باید ما هم نهایت استفاده را از اون بکنیم.

حالا قضیه من و دین هم همینجوری شده ، وقتی فکر می کنم خدا بهترینهای بندگانش را برای هدایت من فرستاده و اون ها در این راه از هیچ چیزی حتی جونشون و عزیزاشون دریغ نکردن، با این اوصاف خداییش خیلی نامردی می خواد باز دوباره چشمت را به همه این ها ببندی و گناه کنی !!

نمی دونم چه جوری وجدانت را می توانی راضی کنی

  • وقتی زحمت ها و مرارت ها حضرت رسول (ص) در نشر دین را دیده ای
  • وقتی گریه های علی(ع) در نیمه شب را شنیده ای که از دست مردم به خدا پناه می برد، ولی باز هم برای هدایتشون دعا می کرد
  • وقتی تنهایی و غربت حسن(ع) را دیدی، که حتی به اندازه انگشتان دستها یار و یاور نداشت
  • وقتی حسین(ع) برای احیای دین رسول الله ، عزیزترین هاشو به کربلا آورد. آنگاه که صدا زد «آیا کسی هست مرا یاری کند» دوباره به همه تاکید کرد که آیا کسی هست بخواهد با خدا معامله کند و با یاری خاندان رسول الله و نثار جانش در رکاب سرور جوانان اهل بهشت، مسیر رسیدن به لقاءالله را یک شبه بپیماید.

هنوز هم اگر دقیق شوی، بانگ امام حسین به گوش می رسد و کافی است که پا پیش بزاری و بلند و از ته دل بگی

لبیک یا حسین

پاسخ دهید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.