صفحه 1
استاندارد

قد و قواره خودمان را دقیق بشناسیم

یکی از آسیب های مهم در حوزه مدیریت، عدم شناخت کافی از خودتان، تیم تان و حد نهایی توانمندی هایتان  می باشد. بارها با دوستانی مواجه شدم ام که کمتر از توان واقعی شان متوقف شده اند و یا خیلی بیشتر از توان و قد و قواره شان پروژه ای را قبول کرده و در نتیجه شکست خورده اند.
شناخت دقیق قد و قواره شرکت تان به شما جنبه های رقابت پذیری تان را بهتر نشان می دهد. دقت کنید که کوچک بودن به معنی سود کمتر نیست ! به معنی عدم کسب موفقیت های بزرگ نیست و بالعکس بزرگ بودن نیز نشان از موفقیت و یا نشان از کسب سود بالا نیست.
یک مورچه می توان کاری بکند که یک خرگوش نمی تواند و یک خرگوش کار می تواند انجام دهد که یک شیر نمی تواند !
اما شیر کارهایی می تواند انجام دهد که هیچکدام از آنها نمی توانند !
حالا اگر مورچه سعی کند، کارهای شیر را انجام دهد و خودش را در مسیر رقابت در آن حوزه قرار دهد، مطمئنا شکست می خورد
اگر شیر نیز توانمندیهای خودش را نادیده بگیرد و به حوزه کارها و توانمندیهای خرگوش وارد شود، شکست خورده است.
پس اول قد و قواره خودتان را دقیق بشناسید و سپس بررسی کنید این شرایط به شما چه وجه برتری هایی می دهد و بر اساس این برتری های سعی  کنید یک کسب و کار جدید ایجاد نمایید و یا کسب و کار کنونی خود را گسترش دهید.
فقط یک مورچه می تواند از شکاف ریز در دل یک معدن طلا وارد آن شود و هر روز مقداری طلا برای خود برداشت نماید ! فقط یک مورچه !

ادامه مطلب ←

استاندارد

شناخت دقیق رقیب !

وقتی روبرتو گویزوتا (Roberto Goizueta) در دهه ۱۹۸۰ مدیرعامل کوکاکولا شد، با رقابت شدید پپسی مواجه شدکه باعث کاهش رشد سهم کوکا شده بود. مدیرانش بر رقابت با پپسی متمرکز شده بودند و قصد داشتند در هر دوره زمانی برنامه رقابتی، سهم بازار کوکا را ۰/۱ درصد افزایش دهند.
روبرتو تصمیم گرفت رقابت علیه پپسی را متوقف کند و به جای آن علیه شرایط افزایش ۰/۱ درصد رشد رقابت کند.
او از مدیرانش پرسید: «میانگین مایعاتی که هر آمریکایی در روز می نوشد چقدر است؟» جواب ۱۴ اونس بود.
«سهم کوکا از این مقدار چقدر است؟» دو انس.
روبرتو گفت: «کوکا به سهم بیشتری از این بازار نیاز دارد.»
رقیب، پپسی نبود بلکه آب، چای، قهوه، شیر و آبمیوه ها بودند که ۱۲ اونس باقیمانده را تشکیل می دادند.
روبرتو گفت: «مردم هر وقت احساس کردند که دوست دارند چیزی بنوشند باید به کوکا دسترسی داشته باشند.»
برای اجرای این استراتژی، شرکت کوکاکولا در گوشه و کنار هر خیابان دستگاه های فروش کوکا قرار داد. با این کار، کوکا به سهم قابل ملاحظه ای از بازار دست یافت و پپسی هرگز به چنین سهمی دست نیافته است.
وقتی رقابت علیه رقیب را متوقف کنیم و به جای آن رقابت علیه شرایط را آغاز کنیم، می توانیم خیلی بهتر عمل کنیم.
استاندارد

چند تا جمله جالب در مورد تجارت و سرمایه

درآمد:
هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.
خرج:
اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید.
پس‌انداز:
آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید.
ریسک:
هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید.
سرمایه‌گذاری:
همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید.
انتظارات:
صداقت هدیه بسیار ارزشمندی است، آن را از انسانهای کم ارزش انتظار نداشته باشید.
استاندارد

آیا کیفیت به معنی Bug نداشتن است !

در نگاه اول محصول با کیفیت به معنی محصول بدون Bug شناخته می شود. اما آیا در صنعت نرم افزار محصول بدون باگ وجود دارد ؟
در نگاه کمی واقعگرایانه خواهیم دید که باگ بخشی از وجود یک محصول است و تا حدی اجتناب ناپذیر می باشد. چون هر برنامه را انسانی جایز الخطا نوشته است و توسط انسانی جایز الخطا تست شده و توسط انسانی جایز الخطا پکیج و منتشر شده است.
 عجب جمله خفنی شد ها !! 🙂
پس در صورتیکه قبول کنیم باگ بخشی طبیعی از یک نرم افزار است،  یک محصول نرم افزاری با کیفیت را به شکل زیر می توان تعریف کرد:
۱- باگ ها از نوع “مختل کننده کار و فرآیند اصلی” نباشند. یعنی در مسیر تولید و تست در شرکت تولیدکننده، تست های در حد منطقی انجام شده باشد که روند اصلی فعالیت سیستم صحیح باشد و کار مشتری به خاطر وجود باگ، متوقف نشود.
۲- باگ ها حتما Handle شده باشند و کاربر به جای مواجه شدن با یکسری پیام انگلیسی، اعداد و کدهای عجیب و غریب، یک پیام دوستانه مثلا با این مضمون که ” متاسفانه انجام فرآیند با مشکلی همراه شده است ” دریافت نماید. این مسئله از نظر روحی بر کاربر تاثیر بسیار متفاوتی خواهد داشت.
۳- باگ ها حتما لاگ شوند و امکان ارسال این لاگ ها جهت trace شرایط و رفع آنها وجود داشته باشد. مشتری به درستی نمی تواند شرایط بروز باگ را برای توسعه دهنده ها توضیح دهد. در ضمن در بسیاری از زمان ها کلاً مشتری متوجه باگ نمی شود. پس باید خود سیستم وقتی با باگ و یا کرش مواجه می شود، آنرا لاگ نمایند و لاگ را برای توسعه دهنده ها ارسال نماید تا بتوانند بر اساس آن لاگ ها شرایط ایجاد باگ را برای خود شبیه سازی نمایند.
خوب امروز خیلی سرم شلوغه و موضوع این حشره ها را در فرصتی دیگر به شرط بقا خدمت شما بیشتر توضیح می دم. فقط به عنوان “ته دیگ” مطلب، شما را به تأمل در تصویر زیر به عنوان یک راه کار بسیار خوب در جهت پیشگیری از Bug دعوت می کنم.
استاندارد

عجیب ترین تجربه من در موضوع Sociality

تا حالا مقالات زیادی در موضوع Sociality خونده بودم و چند مقاله در زمینه فواید گروهی گرایی در تفریحات، رسانه های تعاملی و بخصوص بازی ها نوشتم.
اما اتفاقی که چند روز پیش در یکی از سرورهای بازی عصرپادشاهان افتاد، واقعا من رو شگفت زده کرد !!
در سرور ۱۷ بازی، حدود یک ماهی بود که یک مشکل فنی ایجاد شده بود و چند نفری از بازیکنان متوجه این مشکل شده بودند و مخفیانه شروع به استفاده از آن کرده بودند. خلاصه چند روز قبل با گزارش چند نفر از بازیکنان قدیمی و پیش کسوت، این مشکل کشف و برطرف شد.
اون افرادی که از این مشکل سوء استفاده کرده بودند، در حرکتی عجیب، با استفاده از جو صمیمانه و اعتمادی که بین بازیکنان در یک بازی به عنوان یک جامعه مجازی وجود دارد، شروع کردند به ارسال پیام که بیایید دسته جمعی روی عصرپادشاهان فشار بیاوریم که دوباره آن باگ را روی سرورها فعال کنند.
اولین تیکت ها که به پشتیبانی آمد، خب برای ما خیلی خنده دار بود، بازیکنانی که اصلا نه از موضوع خبر داشتند و نه اصلا درگیر آن مسئله بودند، تیکت می زدند و یک متن را برای ما ارسال می کردند. چیزی توی این مایه ها:
یا باگ را دوباره وصل کنید و جلوی مرگ میلیونی ارتش های ما را بگیرید و یا ما حذف اکانت می کنیم.

ادامه مطلب ←

استاندارد

۴۴۹ متر در ۱۴ ماه !!

خیلی جالبه، واقعا خیلی جالبه !

– در سال ۱۹۳۰ ( ۸۳ سال قبل ) ساخت یک برج تجاری با زیربنای ۲۵۴،۰۰۰ متر مربع در ۱۰۲ طبقه آغاز شد.
– در تاریخ اول مارس ۱۹۳۱ ( کمتر از ۱۴ ماه بعد ) این برج عظیم تجاری توسط رئیس جمهور وقت افتتاح شد.
– کل هزینه ساخت این بنای عظیم به انضمام زمین آن در حدود ۴١ میلیون دلار بوده است.
– ساختمان امپایر استیت (به انگلیسی: The Empire State Building)‏ یک برج تجاری ۴۴۹ متری است که هم اکنون بزرگترین آسمان خراش نیویورک محسوب می شود.
باشد که تامل کنیم:
+ قدرت و توانمندی بشر نامحدود است.
+ توانمندی انسان ها در سراسر کره خاکی به یک نسبت توزیع شده است.
+ همه انسان ها ۵ انگشت در هر دست خود دارند.
حالا یک مقایسه کوچک:
امپایر استیت: ارتفاع ۴۴۶ متر | هزینه ۴۱ میلیون دلار | زمان ساخت ۱۴ ماه | دارای ۱۰۲ طبقه تجاری در خود برج
برج میلاد: ارتفاع ۴۳۵ متر | هزینه ۵۰۰ میلیون دلار | زمان ساخت ۱۶۸ ماه | دارای ۱۳ طبقه تجاری در خود برج
پی نوشت: از ۴۳۵ متر ارتفاع برج میلاد ۳۱۵ متر از آن مربوط به شفت بتنی و ۱۲۰ متر دیگر مربوط به آنتن برج است و تنها زیربنای تجاری و قابل استفاده در برج میلاد، سازه راس می باشد که از ۱۳ طبقه تشکیل شده‌است.
هدف م از این نوشته نه این بود که تلاش ( ! ) مهندسین داخلی را زیر سوال ببریم ( ؟ ) و نه اینکه بگم . . .
خواستم بگم دانش، برنامه ریزی و مدیریت صحیح چقدر می تونه توی اجرای یک پروژه تاثیر داشته باشه. کاهش هزینه، کاهش زمان اجرا و افزایش بهره وری از نتایج ترکیب همزمان این سه فاکتور هستند.

ادامه مطلب ←