تفاوت میلیونرها و میلیاردرها

یکی از دوستان نکته جالبی گفت، برای که یادم نره اینجا یادداشتش می کنم، بخونید جالبه.

قال دوستم:
یه استادی داشتیم می گفت

فکر می کنید یک میلیاردر
با یک میلیونر چه فرقی
داره
اونایی که میلیونر نیستن چی
می گفت اونایی که میلونر نیستن
میگن من می خوام این یک
تومن رو بکنم دو تومن
بعد از یک سال میان مشکلاتشون رو بررسی می گنن ببینن چی
شده نرسیدن به هدفشون
اما میلیونر ها هر ماه میان اول ماه اهدافشون رو مشخص
میگنن
اخر ماه نیگاه می گنن ببینن بکجا رسیدن
ولی میلیاردرها و از اونا بالاتر هر روز که به ماند
هر
ساعت میان فاصله خودشون رو با هدفشون بررسی میگنن
ببینن چقدر با اون فاصله
دارن
چه مشکلاتی سر راهشونه
و …
هر ساعت
هر ساعت

ویندوز XP با استایل ویندوز Vista

بعد از اینکه ویندوزم را نصب کردم، چون دیگه نمی خواستم از ویستا استفاده کنم، یدفعه هوسم کرد تا شکل و شمایل ویندوز XP را شکل Vista کنم (به یاد آن مرحوم از دست رفته)

خلاصه پس از کلی کار، ظاهر ویندوزم شکل ویستا شد

بعد که کارم تموم شد و با غرور داشتم به مونیتورم نگاه می کردم، با خودم گفتم این کار من آیا درست بود یا نه ؟

البته این مسئله جنبه های زیادی داره، که در ادامه سعی  می کنم اونا را توضیح بدم

خانه تکانی از نوع کامپیوتریش

امروز بعد از ۲ سال تصمیم گرفتم ویندوز کامپیوترم را عوض کنم و یک حال اساسی به سیستمم بدم. داشتم از یک کنار فایل ها را حذف می کردم و درایو ها را فرمت می کردم که یه دفعه یاد چیزی افتادم ! ! !
چقدر خالی شدن از کثیفی ها خوبه
چقدر تازه شدن حس خوبی داره
چقدر . . .

کاش می شد به همین راحتی، در دلمان نیز خانه تکانی می کردیم، همه گناهان را delete می کردیم و پرونده اعمالمان را نیز format می کردیم، و دوباره متولد می شدیم، البته با همه تجربیات فعلی

نمی دونم شدنی هست یا نه !

خدایا توفیق توبه واقعی به ما عطا بفرما

پاسخ !

روزی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می خواند

آوازی شنید که ای ابوالحسن
،

خواهی که آنچه از تو میدانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند ؟

شیخ
گفت: بار خدایا!

خواهی آنچه را که از رحمت تو می دانم و از کرم تو می
بینم

با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجده ات نکند ؟

آواز آمد : نه از
تو ، نه از من .

نقش مدیران در حفظ سلامت کارمندان

نتایج یکی از تحقیقات
جدید پزشکی نشان می دهد کارآیی کارمندانی که مدیر خوب و زیرکی دارند، بسیار خوب است
و از سلامت جسمانی خوبی نیز برخوردار هستند.
بر اساس نتایج این تحقیق، کارمندانی
که مدیر خوبی ندارند، به بیماری های قلبی و ناراحتی های روانی دچار می شوند. نتایج
این تحقیق نشان می دهد بین سلامت کارمندان و فشارهای عصبی ناشی از دغدغه خاطرشان از
دستیابی به نتیجه خوب در عملکردشان در محل کار، ارتباط نزدیکی وجود دارد.
این
تحقیق می افزاید کارمندانی که از تنش های عصبی دراز مدت رنج می برند، به شرکت های
خود ۴۴ درصد ضرر می زنند و توانایی آنها ۵١ درصد کاهش می یابد. این گزارش تاکید
کرده است علت این امر هم به وجود یک مدیر نامناسب باز می گردد. یک تحقیق جدید دیگر
نشان می دهد بیشتر کارمندان به علت نگرانی از آغاز هفته جدید خوب نمی خوابند. این
نظرسنجی بین المللی نشان داده است؛ احساس ناشی از پایان سریع تعطیلات پایان هفته و
آغاز یک هفته کاری جدید، خواب را از بیشتر کارمندان به ویژه آن هایی که با یک مدیر
نامناسب و نالایق کار می کنند، می گیرد

دنیای کاغذی !

به دور و برتون نگاه کنید، می بینید که اکثر آدم ها دارن تمام تلاش خودشون را برای بدست آوردن هریک از مظاهر دنیا انجام می دهند.
ما بارها احادیث فراوانی را در مورد دنیاطلبی دیده ایم، اما تاثیر آنها تنها در آن ۳۰ ثانیه اول بوده است و بعد از آن دوباره مسابقه بدست آوردن دنیا آغاز می شود.

خودمون را بیمه می کنیم، حساب پسنداز برای روز مبادا باز می کنیم، زمین می خریم تا در آینده گرون بشه و . . . چون اعتقاد داریم که شاید در چند سال آینده خدا نتونه روزی ما رو بده

آیا آن روزی که در رحم مادر تنها و ناتوان بودیم، خداوند ما را فراموش کرده بود ؟ آیا در آن زمان به ما روزی نمی داد ؟ حالا ممکن است که در آینده ما را فراموش کند ؟

مطمئن باش خداوند همیشه با توست

و سفر آغاز کردم

توی سفر، شاید به دلیل دوری از مشغله های فراوان روزمره، فکر آدم پر می کشه و از دریچه دیگری به دنیا نگاه می کنه.
سفر، از آغاز تا پایان، آدم را به یاد عمر و مسیر زندگی میندازه ! از تولد تا مرگ ! از بهار تا خزان !

سفر را با یاد او به سمت اصفهان آغاز کردم.

در این روز ها خیلی سرم شلوغه ! آخه بعد از سفر کلی کار روی هم انبار شده. اما کم کم می خواهم کمی درباره این سفر و خاطراتش بنویسم.

البته به زودی آلبوم های سایت را نیز آپدیت می کنم.

بهانه ای برای گناه کردن

داشتم دنبال بهانه ای برای گناه کردن می گشتم ! چی تعجب کردی ! تعجب نداره، بزار مسئله را روشن تر بگم .

قدیما تو کتابامون یک درسی داشتیم که مسیر درست شدن وآماده شدن نان را از گندم در مزرعه، آرد و . . . توضیح می داد، به ما می گفت که خیلی ها برای آماده شدن این نان زحمت کشیده اند، پس باید ما هم نهایت استفاده را از اون بکنیم.

حالا قضیه من و دین هم همینجوری شده ، وقتی فکر می کنم خدا بهترینهای بندگانش را برای هدایت من فرستاده و اون ها در این راه از هیچ چیزی حتی جونشون و عزیزاشون دریغ نکردن، با این اوصاف خداییش خیلی نامردی می خواد باز دوباره چشمت را به همه این ها ببندی و گناه کنی !!

نمی دونم چه جوری وجدانت را می توانی راضی کنی

  • وقتی زحمت ها و مرارت ها حضرت رسول (ص) در نشر دین را دیده ای
  • وقتی گریه های علی(ع) در نیمه شب را شنیده ای که از دست مردم به خدا پناه می برد، ولی باز هم برای هدایتشون دعا می کرد
  • وقتی تنهایی و غربت حسن(ع) را دیدی، که حتی به اندازه انگشتان دستها یار و یاور نداشت
  • وقتی حسین(ع) برای احیای دین رسول الله ، عزیزترین هاشو به کربلا آورد. آنگاه که صدا زد «آیا کسی هست مرا یاری کند» دوباره به همه تاکید کرد که آیا کسی هست بخواهد با خدا معامله کند و با یاری خاندان رسول الله و نثار جانش در رکاب سرور جوانان اهل بهشت، مسیر رسیدن به لقاءالله را یک شبه بپیماید.

هنوز هم اگر دقیق شوی، بانگ امام حسین به گوش می رسد و کافی است که پا پیش بزاری و بلند و از ته دل بگی

لبیک یا حسین

نازنین بنده من

هرگز در میان جمع نجوامکن. مجادله/۱۰

از شادی مغرورانه برحذرباش. قصص/۷۶

بر روی زمین مغرورانه راه نرو. لقمان/۱۸

دربرابر حوادث دهر شکیبا باش. لقمان/۱۷

ازسخنان لهو و بیهوده روی گردان باش. قصص/۵۵

همواره از پدر و مادرت سپاسگذاری کن. لقمان/۱۴

حکمتی از نهج البلاغه

:: کسى که از خود حساب کشد ، سودى مى برد، و آن که از خود غفلت کند زیان مى
بیند ، و کسى که از خدا بترسد ایمن باشد، و کسى که عبرت آموزد اگاهى یابد،
و آن که آگاهى یابد مى فهمد ، و آن که بفهمد دانش آموخته است

:: در پی دنیا نباشید، گرچه دنیا در پی شما باشد و برای چیزی از دنیا که از شما گرفته شود افسوس نخوری

مولی متقیان

روز از نو، روزی از نو !

امروز در حالی که داشتم اولین روز از سال جدید را تجربه می کردم ! ناگهان یک چیزی مثل یک صاعقه من از دنیای دور و برم جدا کرد . . .

یک حرف .

من به شوخی حرفی زدم ! حرفی که لازم نبود ! فقط یک شوخی ! ما خیلی وقت ها در بین حرف ها مون برای شوخی و خنده موردی را می گوییم. بطور مثال ما با دوچرخه می ریم شرکت ، بعد یکی از دوستان ازت می پرسه با چی آومده ای شرکت ! ما هم به شوخی می گیم با هواپیمای اختصاصی ام آماده ام.

این حرف ظاهرا یک شوخی است ! اما در واقع یک دروغ کوچیک است که ما بی خودی به زبان آمورده ایم ! البته شاید دروغ بزرگ و کوچیک نداشته باشه . . .

اما از موضوع اصلی حرفم دور نشوم

من هم امروز در اول صبح (بعد از سال تحویل) یکی از موارد را به شوخی گفتم ! ناگهان عزیزی به من گفت:

“مبارک باشه ، اولین دروغ سال جدیدت را گفتی”

تا به خودم آمدم دیدم، همینجوری است که پرونده اعمال آدمی پر می شه، تازه آدم ککشم نمی گزه

خدایا ممنون که توسط یکی از بنده هات به من یاد آوری کردی که در این سال جدید بیشتر مواظب باشم

خدایا کمکم کن زبانم را تا نیاز نباشد خاموش نگه دارم

یکی از آسیب های مهم در حوزه مدیریت، عدم شناخت کافی از خودتان، تیم تان و حد نهایی توانمندی هایتان می باشد.